ابراهيم عاملي ( موثق )
71
تفسير عاملي ( فارسي )
* ( وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * 42 - كشف الاسرار نوشته است : ارباب حقايق گفتهاند : حفظ نفس و غذاى دل در هم ميآميزيد كه با يكديگر در نسازند خداوند دل به حق حق مبسوط است و بندهى نفس بحظ نفس مربوط است . پس به يكديگر كى رسند ؟ خويشتن پرستى و خدا پرستى يكدگر را ضدّاند در يك نهاد چگونه مجتمع شوند ؟ مهر خود و يار مهربانت نرسد اين خواه ، گر آنكه اين و آنت نرسد عبده : « لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ » براى علماى يهود است كه تورات را تغيير دادند چون در آنجا نهى شده بود از پيروى مدعيان بدروغ و امر شده بود به پيروى فرزند اسماعيل از هاجر كه علامات آن هم مشخّص شده بود علماى آنها گفتند : محمد از اولاد كسانى است كه در تورات منع از پيروى او شده است . فخر : جملهى قبل براى جلوگيرى از گمراهى است و اين جمله جلوگيرى از بد راهى كه ديگران را گمراه نكنيد اوّل از « لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ » استفاده مىشود . يعنى دلائل و معلومات تورات را آميخته و مخلوط نكنيد چنان كه علماى يهود بتورات دست ميبردند و نام پيغمبر را عوض مىكردند . دوّم از « تَكْتُمُوا الْحَقَّ » استفاده مىشود كه آنچه به آنها ابلاغ مىشود و اطَّلاعاتى كه بدست ميآورند جلوگير ديگران از علم به آن نشوند و حقّ را كتمان نكنند . روح البيان : حكايت كردهاند : سليمان بن عبد الملك خليفهى اموى آهنگ حجّ كرد چون بمدينه رسيد چند روز آنجا بماند روزى پرسيد از تابعين ( آنهائى كه اصحاب پيغمبر را ملاقات كردهاند ) كس باقيمانده است ؟ گفتند : ابو حازم هست او را احضار كرد و پس از مختصر گفتگو از او پرسيد چرا از مرگ ما را بد مىآيد ؟ گفت چون آخرت را خراب و دنيا را آباد كردهايد پس نمىخواهيد از آبادان بجاى ويران برويد . گفت چگونه بر خداوند وارد خواهيم شد ؟ گفت